مدیریت استراتژیک منابع‌انسانی به زبان ساده

مدیریت منابع انسانی سال‌هاست از نقش اداری و ساده خود فاصله گرفته و تبدیل به ابزاری قدرتمند برای رسیدن به اهداف و استراتژی‌های سازمان شده است. در گذشته واحد منابع انسانی وظایف روتینی همچون محاسبه و پرداخت حقوق و دستمزد، کنترل حضوروغیاب، ثبت و بایگانی اطلاعات پرسنلی ایفا می‌کرد و در بعضی امور همچون جذب نیرو نقشی کم‌اهمیت و حاشیه‌ای داشت. با گذشت زمان سازمان‌ها متوجه شدند که مهم‌ترین منبع آن‌ها برای کسب مزیت رقابتی پایدار سرمایه انسانی است و رفته‌رفته مدیریت منابع انسانی از نقش اداری و حاشیه‌ای خود فاصله گرفت و نقش فعالی در راه رسیدن سازمان به اهداف و استراتژی‌های خود پیدا کرد.

 

البته این روند بیشتر در سازمان‌های پیشرو و در کشورهایی که ازنظر مدیریتی سطح بلوغ بالایی داشتند حاکم بود و در بسیاری از سازمان‌ها، واحد مدیریت منابع انسانی با عناوین سازمانی همچون کارگزینی و واحد اداری همان نقش منفعل و حاشیه‌ای خود را ایفا می‌نماید.

 

بر اساس تجربه خود در تدریس درس مدیریت منابع انسانی در دوره‌های MBA و DBA و مراوده‌هایی که با مدیران سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف داشته‌ام، دریافته‌ام که یکی از دلایل این موضوع در کشور ما، سنگین بودن ادبیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی است. خواندن، فهمیدن، و به‌کار بستن مطالبی که در مقالات و کتب مدیریت استراتژیک منابع انسانی نگاشته شده، حقیقتاً دشوار است. به همین دلیل در اینجا قصد دارم دو مفهوم کلیدی مدیریت استراتژیک منابع انسانی را به‌صورت مختصر و با زبانی ساده معرفی نمایم تا شما را با این دو مفهوم کلیدی آشنا نمایم:

 

هم‌راستایی عمودی

فرض کنید شما مدیر منابع انسانی هستید و سازمانتان استراتژی «نوآوری» را پیش گرفته است. با توجه به وظایفی که در جذب نیرو، مدیریت عملکرد، آموزش، جبران خدمات و غیره به عهده شماست، شما چه کمکی می‌توانید به سازمانتان بکنید تا این استراتژی تحقق پیدا کند؟ پاسخ این پرسش تقریباً آشکار است. در جذب، کسانی را استخدام نمایید که دارای توانایی خلاقیت هستند، در مدیریت عملکرد خلاقیت و نوآوری را به‌عنوان معیاری مهم در ارزیابی عملکرد کارکنان به‌کارگیرید، در آموزش، خلاقیت و نوآوری را به کارکنان خود آموزش دهید و در جبران خدمات به کسانی که خلاق‌ترند بیشتر حقوق، دستمزد و پاداش دهید، این منطق برای تمام استراتژی‌هایی که سازمانتان در پی می‌گیرد صادق است.

 

هم‌راستایی افقی

تیم فوتبالی را تصور کنید که بازیکنان دفاعی آن مستقل از دیگر بازیکنان برای خود بازی می‌کنند، هافبک‌ها و مهاجمین نیز همین‌طور. یعنی بدون اینکه باهم هماهنگ باشند، هریک ساز خود را می‌زنند. سیستم‌های مختلف منابع انسانی نیز ممکن است همین وضعیت را پیدا کنند و به‌عبارت‌دیگر هم‌راستایی افقی نداشته باشند. هم‌راستایی افقی اشاره دارد به ایجاد هماهنگی میان سیستم‌ها و فرایندهای منابع انسانی.

 

هادی عارف
دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی

 

Tehran Business School

فرهیخته گرامی در صورت تمایل به دریافت مقالات در ایمیلتان، از طریق فرم زیر عضو خبرنامه شوید.

‪Google+‬‏