شناسایی و کنار گذاشتن ذهنیت قضاوت‌گر

یکی از وظایف مدیریت ارشد، مدیریت بر اذهان است. همان‌طور که همه می‌دانند، انسان‌ها نیز بر اساس طرز فکر خود رفتار می‌کنند و اگر بهبود رفتار دیگران را یکی از اهداف مدیریت کسب‌وکارها برشماریم، بهترین راه برای بهبود رفتار دیگران، ایجاد ذهنیت‌های مناسب در آن‌هاست. برای واضح‌تر کردن بحث می‌توان به طرز فکر «دستور پذیری» اشاره کرد که سازمان‌ها تلاش می‌کنند آن را با طرز فکر «ابتکار عمل» جایگزین کنند. کسی که دارای ذهنیت دستور پذیر است، همیشه منتظر می‌ماند تا به او وظیفه‌ای سپرده شود و او آن وظیفه را انجام دهد. درحالی‌که کسی که دارای ذهنیت ابتکار عمل است، منتظر دستور نمی‌ماند و فعالانه و داوطلبانه به دنبال انجام کارهای جدید و مفید است.

بنابراین ایجاد طرز فکر یا ذهنیت (Mindset) مناسب در کارکنان ازجمله اساسی‌ترین خدماتی است که یک مدیر می‌تواند ارائه کند. مسئله مهم در مورد طرز فکرها این است که در بسیاری از مواقع، خود ما نمی‌دانیم چه طرز فکری بر ما حاکم است زیرا طرز فکر انسان‌ها معمولاً در سطح نیمه هشیار عمل می‌کند. روانشناسان بر این باورند که سؤالاتی که ما در مواجهه با مسائل و رویدادها از خود و دیگران می‌پرسیم تا حد زیادی نشانگر ذهنیت ما نسبت به امور است.

برای مثال در جدول زیر پرسش‌هایی که از ذهن یک انسان «قضاوت گر» با پرسش‌های یک ذهن «یادگیرنده» مقایسه شده است. به هنگام مواجهه با مسائل، ذهن قضاوت‌گر به دنبال پیدا کردن مقصر بوده و بسته و انتقادی عمل می‌کند. درحالی‌که ذهن یادگیرنده با پرسیدن سؤالاتی خاص، به دنبال یادگیری و پیشرفت است:

 

طرز فکر قضاوت‌گر

طرز فکر یادگیرنده

مقصر کیست؟ چرا نتوانسته‌اند خوب عمل کنند؟

اهداف و مسئولیت‌های من در مواجهه با این وضعیت چیست؟

چگونه ثابت کنم که حق با من است؟

واقعیت‌های مربوط به این وضعیت چیست و من در مورد آن‌ها چگونه می‌اندیشم؟

چگونه می‌توانم قدرت خود را حفظ کنم؟

چگونه می‌توانم کمک کنم؟

چه چیزهایی را ممکن است از دست بدهم؟

برای بهبود این وضعیت چه قدم‌هایی می‌توانم بردارم؟

چرا به خود زحمت بدهم؟

انجام چه‌‌کارهایی امکان‌پذیر است؟

 
 

Tehran Business school

فرهیخته گرامی در صورت تمایل به دریافت مقالات در ایمیلتان، از طریق فرم زیر عضو خبرنامه شوید.

پیام شما

Comments are closed.

‪Google+‬‏